خطابه


نیروی جاذبه
شاعران را سر به زیر کرده است
بر خلاف منجم ها که هنوز سر به هوایند
تمام سیب ها افتاده اند
و نیوتن، پشت وانت
سیب زمینی می فروشد
آهای آقای تلسکوپ!
گشتم نبود، نگرد نیست!

______________
اکبر اکسیر 

عکس بالا، پروفسور استفن هاوکینگ را در جاذبه صفر (بی وزنی) نشان می دهد.
ارسال و به اشتراگ گذاری در: Facebookفیس بوک | Balatarinبالاترین | Donbalehدنباله | Twitterتویتر | GBuzzگوگل بازز

خانوادگی، شعری از ژاک پره ور با ترجمه و صدای احمد شاملو

 
مادر میبافه 
پسر میجنگه
به نظر مادره این وضع خیلی طبیعیه.

- پدره چی؟ اون چیکار میکنه؟

- پدره کار میکنه....

زنش میبافه

پسرش میجنگه

خودش کار میکنه.

بنظر پدره این وضع خیلی طبیعیه.



- خوب، پسره چی؟

پسره اوضاع چجور میبینه؟

- پسره هیچی، هیچی که هیچی:

پسره، ننش میبافه باباش کار میکنه خودش میجنگه

جنگ که تموم بشه تنگ دل باباهه می چسبه به کار.


جنگ ادامه پیدا میکنه و مادره هم ادامه میده: میبافه

پدرهم ادامه میده: کار میکنه

پسره کشته شده، دیگه ادامه نمیده.

پدره و مادره میرن گورستون

بنظر پدره و مادره این وضع خیلی طبیعیه.


زندگی ادامه داره،

زندگی با بافتنی و جنگ و کار

با کار و جنگ و بافتنی و جنگ

زندگی

با گورستون.

فایل صوتی دکلمه و موسیقی شعر فوق با صدای جادویی شاملو را از اینجا دانلود نمایید.
_____________________
  ژاک پره ور
ترجمه احمد شاملو الف.بامداد 
ارسال و به اشتراگ گذاری در: Facebookفیس بوک | Balatarinبالاترین | Donbalehدنباله | Twitterتویتر | GBuzzگوگل بازز

First Song For B


 

Watch the stream run by you
Watch the Indian chief, wrapped in blue corn leaves drift by you
Watch it take root in the sun's pond, and rise at the fire
Oh, no more being matchwood
Only rising higher

I wanna see you be the one whose first light
Harbors in the new day
and see you settle into yourself
and never be afraid

Now I take everything as a good sign, because I'm in love
I take everything as a sign, from God

And now I give myself to you alone
No more nights hang above me
Oh, B...

Please destroy me, please destroy me, please destroy me, please destroy me yeah...




برگردان فارسی: 

به جریانی که به راه انداخته ای نگاه کن
به رئیس سرخپوست ها که در برگ های ذرت پیچیده شده و بوسیله تو به حرکت در می آید نگاه کن
نگاه کن چگونه در تالاب خورشید ریشه می دواند و بر آتش برمی خیزد
آه،  دیگر یک تکه ی چوب نیست که فقط بالاتر برود (رشد کند)

می خواهم تو را تماشا کنم هنگامی که اولین تابش تو
در روزِ نو، لنگر می اندازد
 و تو در خود آرام گرفته ای
و هرگز هراسی به دل راه نمی دهی

حالا دیگر همه چیز برایم نشانه هایی خوب هستند چرا که عاشق شده ام
 همه چیز را نشانی از سوی خدایم می پندارم

و اکنون خودم را تنها به تو می سپارم 
دیگر شبی بر من آویخته نخواهد شد
آه، ب...

لطفا مرا ویران کن،  مرا ویران کن،  مرا ویران کن،  مرا ویران کن 
_________

Devendra Banhart
ارسال و به اشتراگ گذاری در: Facebookفیس بوک | Balatarinبالاترین | Donbalehدنباله | Twitterتویتر | GBuzzگوگل بازز

شبانه



اگر كه بيهده زيباست شب
براي چه زيباست
شب
براي كه زيباست؟

شب و
رود بي انحناي ستارگان
كه سرد مي گذرد.

و سوگواران دراز گيسو
بر دو جانب رود
ياد آورد كدام خاطره را
با قصيده نفسگير غوكان
تعزيتي مي كنند
به هنگامي كه هر سپيده
به صداي هماواز دوازده گلوله
سوراخ
مي شود؟

***

اگر كه بيهده زيباست شب
براي كه زيباست شب
براي چه زيباست؟

______________
الف. بامداد 
ارسال و به اشتراگ گذاری در: Facebookفیس بوک | Balatarinبالاترین | Donbalehدنباله | Twitterتویتر | GBuzzگوگل بازز

مساله ای نیست

 
رها شدن بر گرده ی باداست و
با بی ثباتی سیماب وار هوا
بر آمدن
به اعتماد استقامت بال های خویش

ور نه مساله ای نیست
پرنده ی نو پرواز
بر آسمان بلند
سرانجام
پر باز می کند

جهان عبوس را
به قباره ی همت خود بریدن است
آزادگی را
به شهامت آزمودن است و
رهایی را
اقبال کردن

حتی اگر زندان
پناه ایمن آشیانه ایست و
گرمجاي بی خیالی سینه ی مادر
حتی اگر زندان
بالش گرمیست از بافه ی عنکبوت و
تارک پیله

رهایی را شایسته بودن است
حتی اگر رهایی
دام باشه و قرقیست
یا معبر پردرد پیکانی از کمانی

وگرنه مساله ای نیست
پرنده ی نو پرواز
بر آسمان بلند
سرانجام
پر باز می کند
 __________
الف. بامداد 

ارسال و به اشتراگ گذاری در: Facebookفیس بوک | Balatarinبالاترین | Donbalehدنباله | Twitterتویتر | GBuzzگوگل بازز

ماهی تو

ماهي تو که بر بام شكوه آمده است

آيينه ز دستت به ستوه آمده است

خورشيد اگر گرم تماشاي تو نيست !

دلگير مشو، ز پشت کوه آمده است!


ارسال و به اشتراگ گذاری در: Facebookفیس بوک | Balatarinبالاترین | Donbalehدنباله | Twitterتویتر | GBuzzگوگل بازز

قلعه حيوانات

در كوچه، گوسفندم
در مدرسه، طوطي
در اداره، گاو
به خانه كه مي‌رسم سگ مي‌شوم
چوپاني از برنامه كودك داد مي‌زند:
گرگ آمد! گرگ آمد!
و من كنار بخاري
شعر تازه‌ام را پارس مي‌كنم

________
اکبر اکسیر

ارسال و به اشتراگ گذاری در: Facebookفیس بوک | Balatarinبالاترین | Donbalehدنباله | Twitterتویتر | GBuzzگوگل بازز

بتمرگ

بهزیستی نوشته بود:

شیر مادر ، مهر مادر ، جانشین ندارد.

شیر مادر نخورده ، مهر مادر پرداخت شد

پدر یک گاو خرید

             و من بزرگ شدم.

اما ، هیچ کس حقیقت مرا نشناخت

جز معلم عزیز ریاضی ام

که همیشه می گفت:

                 گوساله ، بتمرگ!! 

_______ 
اکبر اکسیر

ارسال و به اشتراگ گذاری در: Facebookفیس بوک | Balatarinبالاترین | Donbalehدنباله | Twitterتویتر | GBuzzگوگل بازز
Related Posts with Thumbnails